منبع:وبلاگ ده نمکینسبت آوینی و مخملباف یکی از بهترین عبرت های روزگار ماست که می تواند دستمایه داستان و یا حتی فیلم نامه خوبی قرار بگیرد.
اولین نسبتی که به ذهن من رسید عوض شدن آدمهاست ولی این کجا و آن کجا؟
آوینی خود می گوید من از یک راه طی شده با شما سخن می گویم و این راه طی شده از دغدغه های جوانی گرفته تا افه های روشنفکر بازی است اما در نهایت از او سید شهیدان اهل قلم ساخته می شود.شنیده ام پگاه آهنگرانی از دوران جوانی او مستندی ساخته که یه او گفته اند غیر قابل پخش است اما مگر می توان حر را بدون قبل از ظهر و بعد از ظهر عاشورا شناخت
اما مخملباف هم سلوک کرده امروز که اور را بر مونیتور رسانه های خارجی می بینم یاد حرفهای یوسف می افتم که خودش به من می گفت مخملباف ترک موتور می نشست و......به جان مردم می افتاد و این روشنفکر امروز زمانی می خواست نارنجک به دور کمر ببندد و مهرجوئی را منفجر کند و اما امروز زمانه از مخملباف چه ساخته و آوینی کجاست !

به یاد دوست
برای پایان نامه حدود 2-3 ماه هست دارم مطالعه می کنم.مطالعاتم مفید بوده ولی حتی هنوز موضوع هم انتخاب نکردم!!!!!!!! بیشترین مشکل تعیین موضوع این هست که به نظرم نه دانشکده نه سیستم آموزشی و نه اساتید ونه خودمان درس را به صورت مسئله محور نمیخوانیم.ای کاش حداقل این همه مراکز نظارت و تحقیقات و پژوهشها و اتاق فکر وهزار تا از این موارد لااقل نظامی برای تعیین موضوعات پایان نامه هامی چیدند که این همه افراد دنبال انتخاب موضوع نروند و ثانیا موضوعات بی فایده انتخاب نکنند و ثالثا اگر دو مشکل مذکوررا نداشتند یکی از تحقیقاتشان استفاده می کرد.
من به چند مقوله تا به حال اندیشیدم:
یکی الزامات رسانه ملی درقبال مهندسی فرهنگ
دیگری مبحث مدیریت استراتژیک رسانه
دیگری بحث مستندهای خبری
آخری هم بی بی سی فارسی
دقیقشان نمیکنم چون اینها در حد علایق و دغدغه هایم مرا به خود مشغول کردند .همین آخری خصوصا سر بحث اغتشاشات اخیرگزینه مطرحی برایم هست.
هنر بی بی سی در نمایش بی طرفی است.هنری که به نظرم در رسانه ملی اصلا اگر نگویم نداریم ،دراین مقوله فوق العاده ضعیف هستیم.ما حتی گزارشها ی نوع مصاحبه با مردم را هم ضعیف تهیه می کنیم.تنوع در همین مصاحبه ها هم نداریم.مشکل بودجه داریم ولی مسئله مهمتر از بودجه ضعف انگیزه و در اصل مدیریت است.گزارشگر CNN و BBCدر کشور ما چقدر قشنگ مستند برای اهداف مغرضانش تهیه میکنند؟در کشوری که بااو دشمن است و مسلما امکاناتش از جهات زیادی خیلی محدودتر از گزارشگر و خبرنگار داخلی است.
مدیریت رسانه اگر قرار باشد کاری بکند مسلما مهمترین وظایقش تقویت همین انگیزه هاست.خلاصه مایلم روی عوامل کارامدی شبکه تازه تاسیس بی بی سی فارسی کارکنم البته قبلش باید تحقیق کرد که تا چه حد موفق عمل کرده اند؟


ازاینکه زحمت کشیدید وراه را برای آنها که درگفتمان انقلاب خواستار تغییر شده بودند سالها دورتر وبلکه غیرقابل دسترس کردید. متشکریم ازاینکه خودتان به 11 ملیون از ملت که به شمارای داده بودند به اعتماد اینکه نظام شما را تایید صلاحیت کرده ،شخصیتتان را شناساندید.
متشکریم از اینکه هویت خیلی ها را که مدتها زمان می برد تا اینکه حقیقت درونشان برملا شود،درعرض چند شب به همه شناساندید.
متشکریم که مردمی را که دربرابر انواع امتحانات تا به حال واکسینه شده بودند،دربرابر امتحان انقلاب مخملی هم واکسینه کردید. متشکریم که اثبات کردید رهبری چه صبری دارد که به شخص وی اهانت شود وتاچه میزان قدرت را برای رضایت خدابه کارمیبرد.
متشکریم که اثبات کردید در جهان جنگ رسانه ای،زمانیکه همه رسانه ها برای جنگ روانی برعلیه ما همگام شوند،آنقدرانقلاب دردل مردم،زایش داشته که تکان نخورند. متشکریم که برای انتخابات بعدی ریاست جمهوری که ممکن بود رای زیادی بیاورید،زحمت را برای همه کم کردید.
پروژه های رنگی همواره در جریان یک انتخابات کلید خورده اند و محورهای اصلی آن به این شرح است.
ادامه مطلب





این روزها که خیابانها شلوغ است و انتخابات هنوز حال و هوای کشور را منقلب کرده است،جایگاه استراتژیک مدیریت رسانه ،بیش از پیش ملموس هست.این روزها که کشورهای دارای رسانه های قدرتمند اگرچه با رنگ و لعاب دروغ،اوضاع را مشوشتر می کنند به این می اندیشم که تولید مستندهای تلویزیونی تا چه حد درتلویزیون ما خلائش مشهود است.دراوضاعیکه از بحران اقتصادی آمریکا تا فساد مالی انگلیس ،ناکامیهای غرب را 
نمایش میدهد ما فقط چوب اغتشاشات خیابانی را میخوریم که خودآنها به آن دامن میزنند.چرارسانه ما به آنها حمله نمیکند که سالهاست آدم کشی میکنند ولی ما اگر50نفرهم تجمع کردند باید درتمام جهان شاهد این مسئله طبیعی باشیم.آیا این غیرازهزینه ای هست که هرجامعه ای برای آزادی پرداخت میکند؟نمیگویم هیچ مشکلی پیش نیامده نه ولی همین حوادث اخیر کشورهم اگر رسانه ما قویتر وارد می شد و خودش تغذیه فکری کافی به مردم میداد،کمتربحران تشدید میشد.
مابایدباورکنیم رسانه ما به جز محتوا و صداقت نیازمند تکنیک و جذابیت است.کاش خبرنگاران واهل رسانه ما هم خودرا دراین فضای جنگ روانی درصف مقدم جهاد بدانند و بیش از این تلاش کنند.
ليلي زير درخت انار نشست.
درخت انار عاشق شد.گل داد.سرخ ِ سرخ. 
گل ها انار شد ، داغ ِ داغ.هر اناري هزارتا دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند،دانه ها توي انار جا نمي شدند.
انار كوچك بود.
دانه ها تركيدند.
انار ترك برداشت.
خون انار روي دست ليلي چكيد.
ليلي انار ترك خورده را از شاخه چيد.مجنون به ليلي اش رسيد.
خدا گفت: راز رسيدن فقط همين بود.
كافي ست انار دلت ترك بخورد.
منبع:http://www.saramahdavi.blogfa.com/
اما امسال بدون خواهرم فریبا،بهارهم برایم دلتنگ است.
خدایا صبر و بصیرت عنایت کن.امید که سال نو،سال ظهور هم اگر نبود،سال حضور باشد!
غزه امروز کربلاست ...
کاش از یاران ابن زیاد نباشیم که برای بهشت حسین را شهید کردند
کاش،مشگی پوشیدن تنها بهانه ما برای اینکه پیرو حسینیم نباشد
کاش...
برای کلاس جامعه شناسی تبلیغات مطلب زیر را از کتاب قرائتي نقادانه از آگهي هاي تجاري در تلويزيون ايران؛حسين پاينده مطالعه کردم.مثالهاش کمی قدیمیه ولی برای نشانه شناسی
تبلیغ مطلب زیر مناسب مطالعه هست.
الف: اولین کارکرد هر آگهی، به وجود آوردن تفاوت بین کالای مورد تبلیغ و سایر کالاهای مشابه است (مانند تفاوت های نشانه های واژگانی در نظام زبان). این تفاوت به شیوه های گوناگون بویژه از راه الحاق یک ایماژ [1]به آن کالا ایجاد می شود، ایماژی که خود جزئی از یک نظام تفاوت هاست و به همین سبب موجد این تصور می گردد که محصول مورد نظر با سایر محصولات مشابه فرق دارد.
ب: آگهی های تجاری از طریق برقراری این ارتباط بین ایماژها و کالاها، نوعی
ادامه مطلب
مردم نگاری یعنی روش تحقیق در فرهنگ،یعنی چیز عینی را به نشانه و معنا تبدیل کردن و زندگی ها را نشانه دار نمودن.ظاهرا زندگی بی رنگ است و ما باید رنگدارش کنیم که روش این کار هم مردم نگاری است که از طریق نشانه سازی و برجسته سازی صورت می گیرد؛خصوصا آنکه فرهنگ سیال است.فرهنگ اصلا یعنی شدن.فرهنگ ثابت،فرهنگ مرده است.پس چون فرهنگ،سیال است روش بررسی آن هم سیال است و مردم نگاری سیال ترین روش هاست.یعنی یک روش میان روشی است که برحسب موضوع می بایست در آن خلاقیت به خرج داد.برای همین است که می گوییم ما مردم نگاری که روش ساز نباشد نداریم.به عنوان مثال،انسان شناسی که می خواهد در حیطه پزشکی کار کند باید با تلفیق روش های رشته خودش و روش پزشکی،روش مناسبی بسازد.مردم شناسی قزوین با شیراز باید متفاوت باشد چرا که این دو با هم فرق دارند.مشاهده مشارکتی،یکی از تکنیک هایی است که در مردم نگاری بسیار به کار می آید و راه ورود به فرهنگ های دیگر را به ما می آموزد.حال فرق مردم نگاری با مردم شناسی در چیست؟نظریه،مردم نگاری را به مردم شناسی تبدیل می کند.از آنجایی که فرهنگ،لایه لایه است باید با چند نظریه به طور ترکیبی آنرا بررسی کرد.مردم شناسی هم عملی است که هم به گذشته نگاه دارد و هم به حال و هم به آینده؛برای همین گاه به آن روش تاریخ آینده گویند.یعنی ما با رفتن به تاریخ و حتی ماقبل تاریخ،به سمت آینده حرکت می کنیم.
ادامه مطلب
توی گوگل می زنم کروبی چندتاخبر می آید می زنم قالیباف چند تا سایت که هر کسی می فهمد تبلیغاتی است همان ابتدای جستجو می آیند.می روم داخل سایت هواداران قالیباف اولین خبر این است:اظهارات ضد ایرانی خانواده خبرنگار عراقی به خودم می گویم :
چرا باید این برادران ،در جریان رقابت انتخاباتی معبری شوند برای بیان هر حرف نپخته ای؟
درادامه خبرآمده"

این که باید با این رسانه های به اصطلاح ...سوخته رقابت کنیم درست
اینکه ما باید اندازه اونها بلکه بیشتر از اونها به روز باشیم درست
ولی اینکه اونها از هرابزاری استفاده کنند ما هم برای هدف مقدسی که داریم از هرابزاری استفاده کنیم منطقی نیست .رسانه ظرفی است برای ارائه محتوا و این ظرف مطمئنا روی محتوا تاثیر گذار است وخلاصتا ابزار ارائه محتوا هم سمت و سومی تواند داشته باشد.مسلما هر تاثیرگذاری مطلوب ما نیست.فرمایشی که حضرت علی علیه السلام داشته اند راجع به حکومت با این مضمون که من اگر بخواهم مکربه کاربرم از همه مکارترم ولی تقوامانع می شود،اشاره به همین مطلب دارد.
مسلما این سوال را حداقل همه ما روش تحقیقیهای کلاس استاد گیویان مجبوریم به خودمان جواب دهیم،اما دلایل من به شخصه:
من از نوشتن لذت می برم ولی شاید آنچه مدتی است قلمم را کمتر فعال کرده این بوده که میزان ورودیهایم کم شده،یعنی اینکه ماها که هنوز اول راهیم و زیاد عمق کندوکاویکه هرانسانی باید دروجودش بکند تا به آب برسد،زیاد نشده نباید زیاد اهل ادعا باشیم فعلا باید خواند و خواند و خواند و هر از گاهی به اصطلاح بلغوراتی هم کرد ولی به نظرم اگر برای ما این تناسب به هم بخورد خطرناک است،البته لزوما هم هر کسی خواند وخواند به جایی نمی رسد بلکه گاهی به ناکجاآباد می رسد،بلکه منظورم از خواندن همان کندن وکاویدن درون است،
سالها دل طلب جام جم از ما می کرد وانچه خودداشت زبیگانه تمنا میکرد.
اما من این مدت مطالعات عمومی و اختصاصی ام کم بوده ،حداقل کمتر از حدیکه بخواهم ادعا کنم،شاید هم این بهانه هست.به نظر شما چطور؟
واقعا این فضای مجازی مارااحاطه کرده شکی نیست ولی من فکر می کنم زمانیکه برای ارتباطات اجتماعی گونه از نوع اینترنتی ام وقت می گذارم برای ارتباطات واقعی ومیان فردی ام نباید کم گذاشته باشم،ولی الان به نظرم می آید یعنی یه جورایی مطمئنم که بیشتر از اینها باید برای خانواده ام وقت بگذارم.شنیدید آخرالزمان زمان تند می گذرد،برای من که اینطور هست،فکر کنم هرکه توی رسانه هست هم این را به نوعی تجربه کرده است.بی برکت شدن زمان به همین معنا هست یا نه نمی دانم.
ادامه مطلب
ضوع سخنراني دكتر عبدالله گيويان –استاد دانشكده صدا و سيما و مدير مركز تحقيقات و مطالعات رسانهاي همشهري- در "اولين سمينار بازاريابي، تبليغات و روابط عمومي" بود.
وي كاربرد روشهاي كيفي را به دليل ربط مستقيمي كه با كارفرمايان دو حوزهي اقتصاد و قدرت دارد، و همچنين از اين رو كه در جنبههاي زندگي اجتماعي شخصيت خاصي پيدا كرده است، مهم برشمرد و گفت: "ارباب قدرت جوري تصور گوبلز گونه دارند و تا زماني كه ما بپذيريم كه ديگران با ما چنين رفتار كنند، با دو معركه [مشكل] روبهرو خواهيم بود كه يكي واقعيت اجتماعي يا همان هويت ما در عمل است و دوم هويت علمي ما".
مدير مركز تحقيقات و مطالعات رسانه اي همشهري ادامه داد: "يك تلقي مسلط كه به واسطهي نگاه پوزيتيويستي حاكم ميشود اين است كه كافي است مكانيسم كنترل عموم را بيابيد..." همچين وي خصلت گفتماني شاخههاي دانش، از قبيل روابط عمومي، و بازاريابي را به اين دليل كه برساختهاي اجتماعي هستند مورد تأكيد قرار داد.
عضو هيأت علمي دانشكده صدا و سيما، در انتقاد از شرايط تحقيق در رشته ارتباطات به طور عام، مشخصاً به دانشجويان دانشكده صدا و سيما اشاره كرد و متذكر شد: "دانشجويان ما بدون آگاهي از خود، ابزاري براي سنجش تئوريها شدهاند! تئوري به ما ميگويد كه به چه چيزي بيانديشيم، و آن را مسأله تلقي كنيم، ولي اگر مسألهوار به قضيه نگاه كنيم، تئوريهايي هم مسلماً به كمك ما خواهند آمد[6]." منبع:وبلاگ آقای بصیریان ُhttp://mediamanagement.blogfa.com/
1- ارزیابی نامحسوس ارتباطات
2- ارزیابی متغیرهای محیطی مربوط به محتوای پیام های ارتباطی
3- آغاز عملی یا نقطه شروع شواهد پژوهشی جدید بر اساس طبیعت ارتباط
4- توانایی تهیه اطلاعات آماری برای مطالعات با روش های ترکیبی
دانشگاه امام صادق(ع) کتاب تعامل دين و ارتباطات را با همکاري پژوهشکده مطالعات فرهنگي و اجتماعي و به اهتمام آقاي دکتر حسن بشير، چاپ و منتشر کرد. در اين اثر مقالاتي از دکتر محسن الويري، دکتر محمدهادي همايون، دکتر حسام الدين آشنا، دکتر محمدسعيد مهدوي کني، دکتر محسن اسماعيلي، دکتر ناصر باهنر، دکتر حسن بشير آورده شده است.
علاقهمندان به تهيه کتاب مذکور ميتوانند به انتشارات دانشگاه امام صادق(ع) مراجعه نمايند.
منبع:http://iscc.isu.ac.ir/News.htm#02
از رسانه ديني تا دين رسانهاي سر بزنید.
با مشورت با استاد درباره اینکه چطور بهتر از این درس استفاده کنیم تصمیم گرفتم کتاب کندوکاوها و پنداشته ها استاد رفیع پور را مطالعه کنم.به جز فصول علمی برخی نظرات استاد درباره روشهای شناخت جامعه جالب توجه برایم هست.با اینکه در سال ۵۸ نوشته شده (همانند فقری که در دیگر شاخه های علوم انسانی داریم)هنوزهم منبع خیلی دانشجویان علوم انسانی است...
برای توجه به اینکه تا چه میزان قضاوتهای ما وابسته به معارفی است که درونمان است استاد از ما خواستند در سفرنامه های قدیمی به نگاهی که آنان به مراسم عاشورا داشته اند توجه کنیم.مثال: ![]()
تاورينه در سفر نامه خود در مورد تشريفات مذهبي ماه محرم مي نويسد: هشت يا ده روز قبل از روز موعود(عاشورا) پرشور ترين افراد مذهبي تمام صورت و بدن خود را سياه مي كنند و پوشش از تن بر مي گيرند و تنها با تكه پارچه اي ستر عورت مي كنند و بر هر دستي سنگي گرفته در كوي و بزن به راه مي افتند, آن سنگها را به يكديگر زده, صورت و بدن خود را همراه با فرياد متشنج مي سازند و در اين حال (حسن حسين _ حسن حسين) مي گويند.
تاورينه در مورد مراسم عاشورايي كه در مقابل شاه سليمان اجرا شده است چنين مي نويسد:
دسته ها هر يك, يك عماري داشت كه هشت يا ده نفر آن را حمل مي كردند. چوب عماري به انواع گل و بوته نقاشي شده بود و در هر عماري تابوتي گذارده, روي آن را با پارچه زري پوشانيده بودند. همين كه دسته اول اجازه ورود مي يافت, سه يدك مجلل با زين و يراق اعلا كه روي آنها را با تيرو كمان و شمشير وسپر و خنجر زينت كرده بودند و در جلو دسته وارد مي شد, وقتي كه به يك صد قدمي شاه مي رسيدند يدك دار بناي تاختن را گذارده, تمام دسته شروع به دويدن مي كردند, در حالي كه بر مي جستند و عماري و تابوت را به رقص مي آوردند. بعضي كلاه و كمربند خود را به هوا انداخته دوباره مي گرفتند و برخي انگشتان را به دهان برده به صورت بلند صفير مي كشيدند و در بعضي از عماريها طفلي كه شبيه نعش بود مي خواباندند و آنهايي كه دور عماري را احاطه كرده بودند, گريه و نوحه و زاري مي كردند.
قرار است برای روشهای تحقیق کیفی و کمی در کلاس روش تحقیق موضوع گردآوری کنیم.باتوجه به اینکه ایران ۳۰ سال است که انقلاب شده است،هنوزشاهد آن هستیم که تئوریهایی که زیربنای مدیریت بخشهای مختلف مملکت ماراساخته اند،همه وارداتی بوده و با اهداف ملت ما دربسیاری موارد همخوانی ندارند،لذا مایلم برای پایان نامه موضوعی انتخاب کنم که به ارائه الگوی دینی ارائه پیام دررسانه ملی اشاره دارد.نمی دانم دقیقا این موضوع را در چه زیرشاخه ای تخصصی کنم ولی انتخاب تحقیقاتی در همین راستا وبررسی کارهایی که تاکنون انجام شده است مرایاری می کنندانشاالله.
برای من که مهندسی خواندم شاید حضور در کلاس روش تحقیق خیلی مهم جلوه می کرد،اما متاسفانه کلاس تا اوایل آبان ماه دایر نشد.بگذریم چرا.اما جلسه اول برای من به اندازه کافی رضایتبخش بود.خیلی سوالات اساسی دارم.مفاهیم نظریه،فرضیه،تئوری وروش تحقیق شاید بارها شنیده باشم ولی می دانم برای من که مثلا به هدف تولید علم آمده ام علوم انسانی مطمئنا آن شنیده ها کافی نیست.
برخی مفاهیم جلسه اول:
جهان بینی پوزیتیویستی-تولیدscience
جهان بینی تفسیری -تولید knowledge
تحقیق اکتشافی،تحقیقی که در آغاز کار هیچ چیز از موضوع مورد تحقیق نمی دانیم



